تبليغاتX
گـروه تئـاتـر ســــوال ؟

گـروه تئـاتـر ســــوال ؟

مــا زنـده به آنیــم که آرام نگــیریـم ___ مــوجـیم که آســودگـی مـا عـدم مـاست

منوی اصلی

آرشیو مطالب

لینکستان

پشتیبانی

امار وب

امکانات


نگاهی به آثار و زندگی آرتور میلر نمایشنامه‌نویس به انگیزه سالروز تولدش(17 اکتبر ـ 25 مهرماه)
                                       

                                              "وقــتی نوشـتی دیگـــــر نمی میری"

"آرتور میلر" نمایشنامه‌نویسی از نسل غول‌های بزرگ تئاتر معاصر جهان و در ردیف کسانی چون تنسی ویلیامز، برشت، بکت، یونسکو، آرابال و چخوف در تحول تئاتر مدرن نقش مهمی داشته و"مرگ دستفروش" او از نخستین تراژدی‌های مدرن جهان است ‌که سه جایزه اصلی نمایشنامه‌نویسی یعنی"پولیتزر"، "تونی" و جایزه "حلقه منتقدان نمایشنامه‌نویسی" نیویورک را از آن خود کرد. میلر یک بار برنده مدال طلای"آکادمی هنر و ادبیات آمریکا" و دو بار برنده ‌جایزه"منتقدان نیویورک" شد، از دانشگاه‌های آکسفورد و هاروارد دکترای افتخاری گرفت و در سال 1965 به ریاست انجمن جهانی پن‌(انجمن جهانی حمایت از حقوق شعرا، مقاله‌نویسان و رمان‌نویسان جهان) انتخاب شد.

آرتور میلر در 17 اکتبر سال 1915 در یک خانواده مهاجر یهود در نیویورک متولد شد. پدرش مهاجری از لهستان بود که با هجوم هیتلر از وطنش کوچ کرده بود. پس از چندی پدرش در دوره رکورد اقتصادی ورشکست شد، خانواده به ناچار به بروکلین نقل مکان کرد و آرتور نوجوان مجبور شد از صبح ساعت 4 و پیش از رفتن به مدرسه به تحویل دادن نان بپردازد تا بتواند به خانواده‌اش کمک کند. گفته مى شود این حوادث الهام بخش میلر در خلق خانه بروکلین در نمایشنامه"مرگ دستفروش" شده است.
در جوانی پس از خواندن داستان"برادران کارامازوف" نوشته داستایوفسکی به نویسندگی علاقه‌مند شده و براى تحصیل در رشته روزنامه نگارى در سال ۱۹۳۴ وارد دانشگاه میشیگان شد. پس از آنکه در سال ۱۹۳۸ در رشته ادبیات انگلیسى فارغ‌التحصیل شد و به نیویورک بازگشت به عضویت یک گروه نمایشى درآمد و براى برنامه‌هاى رادیویى، نوشتن را آغاز کرد و در این راه به همکارى با شبکه‌هاى CBS و NBC پرداخت.
اولین نمایشنامه میلرکه در برادوى ‌روى صحنه رفت، "مردى که بخت یارش بود"‌(The Man Who had all the Luck)‌ نام داشت که پس از چهارمین اجرا، از صحنه برداشته شد. سه سال بعد میلر  نمایشنامه"تمام پسران من‌" را خلق کرد که جایزه انجمن منتقدان ادبیات نمایشى نیویورک و جایزه تونى‌ را از آن او کرد. در سال ۱۹۴۴ میلر مدتى را در اردوگاه‌هاى نظامى به سر برد تا ماده اولیه نمایشنامه داستان"جى جو" را جمع آورى و تهیه کند. او در سال ۱۹۴۵ اولین رمان خود را با نام"کانون" (Focus) در ضدیت با فاشیسم نوشت. در سال ۱۹۴۹ او نمایشنامه"مرگ دستفروش" را آفرید که برایش شهرتى جهانى به ارمغان آورد و به یکى از دستاوردهاى ارزشمند تئاتر مدرن آمریکا بدل شد.
اوایل دهه ۵۰ مقارن با اجرای نمایش"بوته آزمایش" (جادوگران شهر سلیم) در بروکسل بود. "بوته آزمایش" اعتراض به فضای سرکوب سیاسی در دوران "مک کارتیسم" بود و محاکمه دیوانه‌وار فردی را روایت می‌کرد که به جادوگری متهم شده بود. این نمایشنامه استعاره‌ای از سلطه مک کارتیسم بر جامعه و نوعی دفاع از آزادی عقیده و بیان بود.  این نمایشنامه که موفق به دریافت جایزه"آنتونت پرى" شده بود به رکورد بالاترین دفعات اجرا در میان آثار میلر دست یافت. در همین اثنا هیات رسیدگى به جریان کمونیست که از سوى مجلس آمریکا مامور به فعالیت شده بود، میلر  را به اتهام عقاید کمونیستى مورد بازخواست و بازجویى قرار دادند. او اعتراف کرد که به همراه چهار یا پنج نویسنده دیگر در چنین جلساتى شرکت کرده است اما از افشاى نام دیگر نویسندگان امتناع ورزید و به همین دلیل در لیست سیاه قرار گرفت. بعد از این واقعه او به اخذ دکتراى افتخارى از دانشگاه میشیگان نائل آمد.
پس از آن میلر ‌نمایشنامه‌ای کوتاه با عنوان"چشم اندازى از پل" نوشت که اجراى موفقى در سال ۱۹۵۵ به شمار مى‌آمد و داستان عشق، حسادت و خیانت بود.
"سقوط در کوه مرگان" عنوان نمایشنامه‌ای است که میلر در سال ۱۹۹۱ میلادی نگا‌شته و منتشر کرده است. وی در این نمایشنامه داستان مدیر یک شرکت بیمه را در شهر نیویورک نقل می‌کند که بسیار ثروتمند، خودخواه و خسیس است و در عین حال از مرگ وحشت دارد.


ادامه مطلب
به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: دوشنبه 11 آبان1388 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

”محمود جعفری”:طنز دو لبه حاکم بر نمایش”رومولوس کبیر” باعث حضورم در این کار شد

محمود جعفری پس از چند سال دوری از صحنه تئاتر، سرانجام با بازی در نمایش "رومولوس کبیر" به صحنه بازگشت.

به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر از روابط عمومی تئاتر معاصر، محمود جعفری بازیگر نقش"سنوی آشوری" در نمایش"رومولوس کبیر"، طنز دو لبه حاکم بر کار و حضور نادر برهانی‌مرند و نیز اثر فریدریش دورنمات را از دلایل حضورش در این نمایش عنوان کرد.
وی افزود: نادر برهانی‌مرند، در این نمایش با تلاش بسیار توانست با وفاداری به متن، طنز خوب و قابل تاملی را ارائه کند.
وی با انتقاد از برخی شیوه‌های مرسوم در مدیریت تئاتر، گفت: باید با حمایت های مادی و معنوی از وجود پیشکسوتان در کنار جوانان برای روشن نگه داشتن چراغ تئاتر و آشنایی هر چه بیشتر مخاطبان با این هنر ارزشمند استفاده کرد.

                           

نمایش"رومولوس کبیر" به کارگردانی نادر برهانی‌مرند و بازی رحیم نوروزی، محمود جعفری، مهدی سلطانی، پیام دهکردی، سیامک صفری، سهراب سلیمی، ریما رامین فر، افسانه ماهیان و ... داستان امپراطوری به نام "رومولوس" را روایت می‌کند که به ظاهر با تصمیمات اشتباه زمینه سرنگونی حکومت خود را فراهم می‌کند ولی در پایان مشخص می‌شود که تمامی این تصمیمات آگاهانه و از پیش تعیین شده بوده است.

نمایش"رومولوس کبیر" تا 22  آبان ماه جاری، ساعت 20:15 در تالا ر اصلی مجموعه تئاتر‌شهر ‌روی صحنه می‌رود.
روابط عمومی این نمایش برای حضور علاقه‌مندان به تئاتر، به ویژه دانشجویان، نهادها و ارگان‌ها تسهلات ویژه‌ای را فراهم کرده است.
علاقه‌مندان، به ویژه دانشجویان می‌توانند با مراجعه به روابط عمومی تئاتر‌شهر، ازنحوه استفاده از این تسهیلات، اطلاعات بیشتری کسب کنند.

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: جمعه 8 آبان1388 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

اسكار2010. بررسي بخت درباره الي در اسكار

امیدواری به یک موفقیت بزرگ

"درباره الی" شایسته‌ترین نماینده ایران در اسکار طی یک دهه اخیر است

انتخاب "درباره الی" اصغر فرهادی برای حضور در بخش بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان هشتاد و دومین دوره اسکار این امید را در سینمادوستان زنده کرده که فیلم می‌تواند بعد از "بچه‌های آسمان" مجید مجیدی در میان نامزدهای نهایی این رشته قرار بگیرد و حتی اسکار هم ببرد.


انتخاب "درباره الی" به عنوان نماینده سینمای ایران برای حضور در مراسم اسکار چندان دور از ذهن نبود، امسال دست سینمای ایران برای انتخاب یک نماینده شایسته چندان باز نبود و گزینه‌های موجود محدودتر از آن بودند که میانشان رقابتی باشد. "درباره الی" با توجه به پتانسیل و به اعتبار جوایزی که برده بهترین گزینه برای حضور در اسکار بود.

"درباره الی" می‌تواند تصویری تازه از سینمای ایران باشد، سینمایی که متهم است محدود شده به نمایش فقر و بدویت و سال‌ها است در دایره موضوع‌های مشابه گرفتار شده است. "درباره الی" تقلیدی از سینمای چهره‌های شاخص سینمای ایران نیست و امضای سازنده‌اش را دارد. کارگردانی که با فاصله از سینماگران جوانی که سیاه‌مشق‌هایشان در جشنواره‌های خارجی دیده شده، سینما را می‌شناسد و دغدغه‌هایش درباره انسان و جامعه معاصر را در قالب درامی جذاب به تصویر کشیده است.

"درباره الی" برخلاف بیشتر فیلم‌های ایرانی بر کلام و دیالوگ استوار نیست و می‌تواند بیننده‌ای که به زبان فارسی آشنا نیست را با خود همراه کند، نوع روایت قصه و کارگردانی فرهادی هم از سطح سینمای ایران بالاتر است. تصوری که بیننده غربی از فیلم ایرانی دارد با آنچه فرهادی مقابل چشمانش قرار می‌دهد متفاوت است و این می‌تواند برگ برنده دیگری برای "درباره الی" در رقابت با فیلم‌های دیگر باشد.

اما این به معنای موفقیت فیلم در اسکار نیست، معرفی "درباره الی" آغاز یک راه سخت است که سینمای ایران نیاز دارد آن را بپیماید و تصویری تازه از خود برای مخاطب غربی ارائه دهد. فرهادی برای به دست آورن اسکار که همیشه از سینمای ایران دریغ شده است راهی دراز در پیش دارد و رقیبان او، آنقدر قوی و جدی هستند که این ویژگی‌ها موفقیت او را سخت می‌کند.

اما آنچه امیدواری به دیده شدن و ارزیابی درست و سنجیده فیلم را بیشتر می‌کند، امتیازهایی است که "درباره الی" دارد و جوایزی که به دست آورده، نقدهای مثبتی که منتقدان خارجی درباره آن نوشته‌اند و حضور موفقی که در اکران‌های داخلی و خارجی داشته است. از این نظر "درباره الی" موقعیتی یگانه دارد.

فیلم موضوعی جهانشمول دارد و درباره از بین رفتن ارزش‌های اخلاقی در جوامع معاصر در قالب داستان نفسگیر و درگیرکننده صحبت می‌کند. این مایه جهانی که کهنه نمی‌شود می‌تواند برای بیننده غربی هم جذاب باشد و ارتباط او با دنیای فیلم را آسانتر کند. سینمای ایران امیدوار است امسال "درباره الی" طلسم ناکامی نمایندگانش در اسکار را بشکند و زنجیره موفقیت‌های فیلم ادامه پیدا کند و فرهادی اولین کارگردان ایرانی باشد که مجسمه اسکار را در دستانش می‌گیرد.

منبع : مهر

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: یکشنبه 26 مهر1388 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

”لیره شاه” به حمید سمندریان و هما روستا تقدیم شد

              

عوامل اجرای نمایش "لیره شاه" نوشته حمیدرضا نعیمی به کارگردانی آرش دادگر اجرای شب گذشته خود را به حمید سمندریان و هما روستا تقدیم کردند.

این دو هنرمند شب گذشته به تماشای این نمایش نشستند و ضمن دیدار با گروه اجرایی نمایش آن‌ها را قابل توجه دانستند.
سمندریان تصریح کرد: اجرای نمایشی غیر رئالیستی با رگه‌های رئالیستی کار سختی است و بر خلاف تئاترهای امروز ایران که همه یا رئالیستی کامل هستند یا غیر رئالیستی، این نمایش متفاوت اجرا شد.
او از یک دست بودن بازی بازیگران نمایش تقدیر کرد و استفاده کاربردی از صندلی در صحنه را توسط کارگردان بسیار خوب دانست و گفت: این شیوه اجرایی که شما در این نمایش دنبال کردید، شیوه متداول در اجراهای بسیاری از تئاترهای دنیاست.
نمایش "لیره شاه" اثر ویلیام شکسپیر است که این بار با بازخوانی حمیدرضا نعیمی و کارگردانی آرش دادگر ساعت 18 در تالار کارگاه نمایش تئاتر شهر اجرا می‌شود و تاکنون با استقبال گرم تماشاگران مواجه شده است و هنرمندانی مانند امیر اثباتی، بهرام بدخشانی و جمعی از هنرمندان تئاتر از این اجرا دیدن کرده‌اند.
اجرای این نمایش از دوشنبه آینده 27 مهرماه به دلیل میزبانی مجموعه تئاتر شهر از هفتمین جشنواره سراسری تئاتر رضوی، تا یکشنبه 2 آبان ماه تعطیل است و بار دیگر اجرای خود را از 2 آبان در این تالار از سر می‌گیرد.

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: شنبه 25 مهر1388 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

نگاهی به نمایش”لیرشاه“ نوشته حمیدرضا نعیمی و کارگردانی آرش دادگر

               

  
                   

 

  لیرشاه" حمید رضا نعیمی برگرفته از لیرشاه ویلیام  شکسیر است. اما این نمایش تفاوت‌هایی هم با اثر شکسپیر دارد. نوعی طنز در این اثرغالب می‌شود که خواه ناخواه تراژدی شکسپیر را  تحت‌الشعاع خود قرار می دهد.بنابراین در وهله اول یک کمدی تراژیک در صحنه شکل می‌گیرد که ساختاری مدرن و  قرن بیستمی است.


همان تلاش‌هایی که بکت، یونسکو، دورنمات، آدامف، و دیگران در نیمه قرن بیستم در صحنه نمایان ساختند. از سوی دیگر در متن نعیمی، خانواده گلاستر محور می‌شوند تا یک جریان سیاسی و بحث قدرت یافتن را نمایان سازند. آنچه شکسپیر مد نظر دارد؛ نوعی بینش عرفانی است که جاه طلبی و قدرت را زیر سوال می‌برد. اما نعیمی به مباحث سیاسی و بیرونی بها می‌دهد تا بخواهد ما را به کنکاشی درونی و عرفانی سوق دهد.

ترکیب آرش دادگر و حمید‌رضا نعیمی سال‌هاست که چنین اقتباس‌هایی را دنبال می‌کنند تا در صحنه تفسیر نوین و امروزی خود را از متون کلاسیک ارائه کنند. چنانچه در اثر فعلی نیز این به روز نمایی توسط پلی استیشن،‌ لباس بازیگران، و برخی از کلمات و حضور ثانوی بوکوفسکی صورت گرفته است. بازیگران شلوار جین و پیراهن سیاه پوشیده‌اند و با کروات‌هایی به رنگ سفید، زرد و قرمز در صحنه شرکت کرده اند. موسیقی هم همین گونه است. موسیقی قطعات متنوعی از موسیقی امروزی است. همین خود فاصله لازم را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که با یک اثر تاریخی مواجه نیست، بلکه این موقعیت در زمان حاضر نیز می‌تواند مابه‌ازای بیرونی داشته باشد. یعنی همه چیز برای بیان شرایط ضد انسانی حاکم فراهم است. ما در دنیای امروز و حتا در ریزترین روابط خانوادگی هم گاهی با چنین سلطه جویی‌هایی روبرو می شویم. بنابراین بحث، اهمیت لازم را در صحنه پیدا می‌کند تا هر یک از تماشاگران به دنبال برداشت‌های شخصی خود باشند. مطمئناً در این شرایط بالقوه هر کسی تاویل خود را به همراه خواهد داشت و اجرا نیز با تاکید بر چنین نگره ای تدوین شده است.
گلاستر پیر و دو فرزندش ادموند و ادگار محور اصلی می‌شوند تا در پوسیدگی روابط خانوادگی لیر رخنه کنند، و فر‌د‌ی مثل ادموند تمام عقده‌مندی‌های خود را در این بازی بی‌قاعده و شوم تلطیف نماید. او در پی انتقام گرفتن از ادگار و قوانین دست و پاگیر و ناعادلانه زمانه خویش است. آدگار، برادری که ارث برنده خانواده گلاستر است. او اما در عیش و نوش زندگی را به افول می‌کشاند. ادموند می داند این هرز‌‌گی را می‌شود، جایی به بیراهه کشاند چنانچه دسیسه می‌کند تا نامه‌ای بنویسد از زبان ادگار که می‌خواهد پدر را به قتل برساند. در این بلبشو همه چیز ممکن می‌شود و ادگار در لباس بیچارگی لحظه شماری می‌کند تا انتقام خود را از ادموند بستاند.
گانریل و ریگان، دختران ناخلف لیر، هم در این بازی شوم قهقرا را می پیمایند و سقوط تراژیک آنان را با خود به همراه خواهد آورد. اما ادموند هم نمی‌تواند به راحتی چیرگی خود را بر دیگران اعلام کند. او هم یک قربانی است با تمام شیطنت‌های پیش بینی ناپذیرش.
دادگر همان طور که در متن به تحلیلی روزآمد اهمیت می‌دهد، در اجرا نیز بر آن است تا نو و متفاوت بنماید. ضرباهنگ تند را برای بیان مسائل انتخاب می‌کند تا همه چیز در ورطه عمل خودنمایی کند. بازیگران پرشتاب صندلی‌های سفید را جابه جا می‌کنند تا تغییرهای صحنه‌ای تداعی شود. همین صندلی‌ها چیدمان‌های متفاوتی را ایجاد می‌کند تا تنوع دیداری به همان ضرباهنگ تند کمک بیشتری کند.
موسیقی نیز بر این فضا تاثیرگذار است تا ضمن جریان پر شتاب، ذهن تماشاگر از خستگی احتمالی در امان باشد و مانند موسیقی بازی ها ناکوک و فالش نشود.
بازیگران هم بر آن هستند تا در القای نقش‌ها کاملا بیرونی عمل کنند و با جدا شدن از نقش، در تعمیم پذیری نقش‌ها بکوشند. رضا بهبودی در ارائه نقش ادموند بر آن است تا مرموزانه تر عمل کند، و این نقش را به جایی برساند که تحلیل‌های محکمتری در اذهان شکل بگیرد. بازی خطرناک قدرت در بازی بهبودی نمود عینی می‌یابد. برای همین گاهی او مجبور به ارائه نقشی متین و مظلوم است، و گاهی ‌سکوت خود را مقتدرانه می‌شکند تا بگوید چندان هم راضی به پذیرش این سرنوشت نیست که همه چیز از سیطره‌اش خارج بشود و حتا میراث خوار پدر خود هم نباشد. گاهی مرموزانه ریگان و گانریل را در یک بازی پنهان برای اهداف شوم خود رسوا می‌کند. در پایان هم خود‌ قربانی می‌شود چون این بازی حد و مرز مشخصی دارد و رسوایی گاهی و در نقطه‌ای معلوم گریبان‌گیر خودمان می‌شود. این همه پیچ و خم در بازی بهبودی عیان می‌شود تا قدرت بازی او را اثبات کند. بازیگر در صحنه باید چون مهره‌های شطرنج خلاقه و اندیشمند حاضر باشد تا از کیش و مات دور بماند و در نهایت هم بازی را به نفع بازی دهنده تمام کند.
بازیگران دیگر هم از این قاعده پیروی می کنند و هر یک بنابر نقش ارائه شده، سعی بر آن دارند تا جنب و جوششان شکل عینی تری بنماید.
هماهنگی بین بازیگران کار آرش دادگر بوده ‌که کم هم نمی‌گذارد تا از آن‌ها فعالیتی در خور تامل در صحنه بخواهد. فعالیتی که در آن بیان بدن به اندازه بیان کلام و حتا فراتر از آن نمود می‌یابد تا قدرت اجرا افزون‌تر شود. طراحی صحنه هم در یک فضای باز و با چیدمان متنوع صندلی‌ها عیان می‌شود. حضور بازیگر در این طراحی نقش عملی و عینی دارد، اوست که صندلی‌ها را می‌آورد و می‌برد. بازیگر است که در کنار صندلی قرار می‌گیرد یا بر آن می‌نشیند تا یک لحظه نمایشی را تدارک ببیند. بنابراین یک فضای سیال و متخیل داریم تا ذهن تماشاگر در تکاپوی تجسم یک واقعیت چشمگیر باشد. واقعیتی که در دانستگی متوقف می‌شود چون بازدارنده است. هیچ کس نمی‌خواهد شوم بودن خود را ببیند! همه قدرت را بزرگ و متعالی می‌بینند که در تصاحبش می‌کوشند و از بین بردن دیگران را یک امر طبیعی تلقی می‌کنند. اما در این اجرا قدرت یافتن شوم می‌نماید و همین برای هر تماشاگری بازدارنده است. 
نعیمی بر خلاف شکسپیر کردلیا و لیر را به هم می‌رساند و از قتل فجیع کردلیا و جنون افسارگسیخته لیر خبری نیست. به هر حال بازی سمت و سوی دیگری پیدا کرده است و ما با یک جریان تلخ و گزنده دیگر همسو شده‌ایم.  

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: شنبه 25 مهر1388 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

آن چه باید درباره تئاتر خیابانی بدانیم

               

تئاتر خیابانی از عنوانش پیداست که از چه جایگاه و تعریفی برخوردار است و به چه منظوری اجرا می‌شود. در این عنوان دو واژه‌ای از شکل رسمی تئاتر، خبری نیست، بلکه تئاتر در خیابان و برای عموم مردم و بر پایه مسائل روزمره اجرا می‌شود.

تئاتر خیابانی از چهارچوب‌های رسمی تئاتر تبعیت نمی‌کند چون‌ نمی‌خواهد خود را در حصار بسته‌ای قرار دهد و چندان نیز پای‌بند تفکرات بسیط و عمیق نیست، زیرا‌ با عموم مردم سر و کار دارد و در مدت زمان محدودی باید خود را به مخاطبان در حال گذرش نشان دهد.
تئاتر خیابانی از وجوه مستند و اجتماعی برخوردار است و درباره مسائل روز مردم اظهارنظر می‌کند و یا مردم را نسبت به‌ مسائل بیشتر آگاه می‌سازد. در تئاتر خیابانی، گیشه حذف می‌شود چون قرار نیست که بده و بستان مادی بین هنرمندان و مردم صورت بگیرد. این نوع نمایش‌ها عموماً رایگان هستند. البته در ایران ما تئاتر خیابانی وابسته به مراکز و نهادهای فرهنگی است و طبق قراردادی که بین گروه‌های نمایشی و نهاد مربوطه امضاء شده‌ یک گروه موظف است ‌در محل‌‌های خاص و در چند نوبت معین کارش را عرضه کند. از قبل نیز طرح و ایده اجرایی، مطالعه شده و مجوز گرفته است. شاید برای پردازش برخی از مفاهیم عمومی و اجتماعی برگزاری چنین تئاترهایی ممکن و ضروری بنماید، اما این روند در مفهوم کلی تئاتر خیابانی مداخله‌جویانه است.
تئاتر خیابانی نظام‌مند نیست و از یک رویه مشخص پیروی نمی‌کند، بلکه به شکل هرازگاهی برگزار می‌شود. در تمام جوامع دنیا چه مدرن و چه در حال گذار از سنت به مدرنیته و چه حتا پست مدرن پدیده‌ها، بحران‌ها و معضلات خاص خود وجود دارد. ما که یک جامعه سنتی رو به مدرن داریم، مطمئناً در حال عبور از معضلات فکری و اجتماعی خاصی خواهیم بود. همه نیز بر آن آگاه هستیم و برای کنار آمدن با آن نیز‌ گفت‌وگوی منطقی داریم و چالش‌ها گاهی آزار دهنده خواهند شد. بنابراین تئاتر خیابانی در چنین موقعیتی بهتر از هر جای دنیا به مسائل، معضلات و مشکلات پاسخ خواهد داد.
هنرمند با یک حس متعهدانه و مسئولانه و دلسوزانه بر آن است تا مردم را وا ‌دارد درباره خودش و مسائلش بیشتر فکر کند و آگاهی جمعی و عمومی را بالاتر ببرد. اگر ما آگاه شویم و میزان آگاهی ما بیشتر و بیشتر شود، آن وقت دیگر به راحتی می‌توانیم در حل و فصل معضلات خود مطمئن‌تر بکوشیم. در صورت پایین بودن آگاهی، تغییر و تحول نیز به کندی صورت می‌گیرد و گاهی نیز با بحران شدید مواجه خواهد شد. تئاتر خیابانی بر آن است، مثل یک روزنامه یا برنامه تلویزیونی و البته با بیان شفاف‌تر، در این آگاهی بخشی بکوشد و نمی‌خواهد فاصله‌ای بین خود و مردم ایجاد کند بلکه بر آن است تا فاصله‌ها را بردارد و در پیوندی متفکرانه و بر پایه برقراری یک وضعیت مطلوب‌تر کشمکش ممکن را به سرانجامی برساند.
در تئاتر خیابانی گروه هنرمندان پیش از مخاطبان خود در وجود یک مسئله آگاه شده‌اند و حتی درباره چگونگی خروج از آن نیز مطالعاتی را انجام داده‌اند، بنابراین آن‌ها در صدد خواهند بود تا در یک موقعیت زنده و فراروی مخاطبان و با مشارکت گذاشتن آن مسئله در یک بستر نمایشی، همه را دعوت به تفکر و پیدا کردن راه خروج از یک مسئله کنند. یعنی نوعی آگاهی رد و بدل می‌شود. اگر روزهای اول انقلاب را به خاطر بیاوریم و یا در روزنامه‌ها و مجلات آن زمان مروری داشته باشیم، درمی‌یابیم که تعداد گروه‌های‌ تئاتر خیابانی خیلی بیشتر از حد انتظار بوده است. این هنرمندان به شکل خودجوش و نظرگاه‌های سیاسی خود را با مردم در میان می‌گذاشتند. هدف برخی هم دعوت و تهییج مردم در ادامه انقلاب بوده است. گروه‌های ملی ـ مذهبی، گروه‌های چپ، گروه‌های لیبرال و... بر آن بودند که در این فضا که از آزادی نسبی نیز برخوردار بود، بر تعداد مخاطبان و هواداران خود بیفزایند. به عبارت دیگر چندان هم منطق هنری و زیبایی‌شناسانه در تولید آثار مدنظر نبود، بلکه همان اهداف سیاسی ملاک و معیاری بود برای رو در رویی با مردم. حالا در زمانه حاضر پدیده‌های اجتماعی خاصی هستند که از طریق تئاتر خیابانی و به شکل خودجوش و کاملاً غیر حرفه‌ای می‌توانند بستر رو در رویی با مردم را فراهم کنند. فقط هم خیابان نیست که می‌تواند چنین اتفاقی را ایجاد کند. حتی فضاهای سربسته مانند مترو، ایستگاه اتوبوس، خود اتوبوس، پارک‌ها، ادارات و سازمان‌های خصوصی و دولتی، کارخانه‌ها، سربازخانه‌ها و حتی خانه و خانواده نیز از چنین امکانی برخوردار هستند. پس تئاتر خیابانی در هر جایی غیر از تالارهای نمایشی،‌ بیشتر از جایگاه معمول و تاثیرگزاری‌اش برخوردار خواهد شد. قرار نیست که ما صرفاً مردم را با یک تئاتر مواجهه کنیم، بلکه تئاتر در این جا ابزاری مستقل و کارآمد می‌شود تا از تمام امکانات و پتانسیل‌های موجود خود برای ایجاد تاثیرگذاری در فرآیند بازگشایی یک مسئله به کار گرفته شود.
تئاتر خیابانی بر آن است تا از کاستی‌ها و نواقص موجود بکاهد و جامعه را در مسیر بهتری قرار دهد. در اروپا داریو‌فو که دارنده جایزه نوبل ادبیات هم هست تلاش‌های بسیاری را برای اجراهای موثر داشت.
او حتی بارها توسط پلیس ایتالیا دستگیر می‌شود که در کارخانه‌ها، بیمارستان‌ها و محلات برای مردم تئاتری را اجرا نکند. آگوستو بوآل برزیلی هم مدتی در پاریس بر آن بود تا با نظرگاه‌های خاص خود در آگاهی عمومی بکوشد. او هم شیوه روزنامه‌ای و تئاتر شورایی را به همین منظور باب کرد. البته همه این نوع تئاترها ریشه در فعالیت‌های ابتدایی پیسکاتور در خلق و ارائه تئاتر مستند و سیاسی و برشت در خلق تئاتر روایی ـ آموزشی دارد. هدف عمده هم مبادله یک تفکر عمومی و اجتماعی است که در توده مردم لحاظ می‌شود تا نسبت به پدیده‌ها و اتفاقات کنش‌مند باشند و بی‌تفاوتی از تماشاگران گرفته شود.
هنرمند تئاتر خیابانی سعی بر آن دارد روحیه آزاد خود را حفظ کند و در زندگی روزمره به دنبال ارائه آثار خود است چرا که در بسیاری از موارد حتی مردم متوجه برقراری یک اثر نمایشی نیستند. مثلاً در پاریس‌، آگوستو بوآل به اتفاق چند بازیگر در یک فروشگاه بزرگ نسبت به گران شدن و کمیاب شدن پوشک بچه که مسئله روز مردم شده بود، یک اتفاق نمایشی را ایجاد کرد. همه از گرانی پوشک می‌نالیدند و هر یک دردسرها و معضلات خود را در این باره مطرح می‌کردند. این قضیه از دست بازیگران خارج شد‌ بی آن که مردم متوجه حضور اولیه بازیگران شده باشند. بعداً در کشاکش‌ همین قضیه، موضوع کاملاً عمومی شد و سر از روزنامه‌ها درآورد و حضور مسئولان شهر را برای حل‌ آن معضل به دنبال داشت. بنابراین تئاتر خیابانی خیلی به روز است و مثل تیترهای روزنامه با زبان و بیان ساده و شفاف به دنبال اطلاع رسانی است.
تئاتر خیابانی نمی‌خواهد به مسائل خیلی عمیق و فلسفی بپردازد، بلکه در صدد است تا تازه‌ترین رویدادهای اجتماعی و سیاسی را به چالش نمایشی بکشاند. هدف نیز آن است که خیلی زود مردم نسبت به این مسائل و اتفاقات کنش فکری و عملی خود را آشکار کنند.

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: دوشنبه 23 شهریور1388 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

درباره وبلاگ

به نـــام خـــدا
چــه جــواب هایی دارد این عـــلامت ســـوال
شروعـــی کرده ایم از جـــنس ؟
جـــمعی عـــاشق
ســـکوت هایمان از جـــنس این عــلامت پــر شــده است
می خـــواهیم باشـــیم با همــه بودن ها و نبودن هــایش
و حــال با تمــام توان این بار با عـــلامتی جـــدید
علامتی ســـوال که دوســـت دارد بخنداند و لحظاتی حتی بگـــریاند
و لحـــظه ای به تامــلی عــمیق فــرو ببریم
دوســـت داریم خنده را روی صـــورت تمـــاشاگران عـــشق نقـــاشی کنیم
دوست داریم باور کنیم کــه می شـــود بود بی دغدغـــه هایی که دور می کند مــا را از هـــنر
دوست داریم باشـــیم برای شــما
که عـــاشقانه از هـــنر و هنـــر مند حمـــایت می کنید
با امـــید به آینـــده گـــــروه نمـــایش ؟
............................
گروه تئاتر سوال فعالیت خود را از سال 1386 در تهران آغاز کرده است.
اعضای گروه سوال (؟) :
احسـان الله دادی
امـیر حـسین تـفـخیمی
امیررضـا جـلالـی
آسـا رضـاخـانی
پــروانه ارســــالی
محمــد پـیــر هوشــیاران

.....................

×× سوابق گروه سوال ××

1. اجـــرای نمایش همه فرزندان مـن در سالن جام جـــم 85

2. اجـــرای نمایش خــرده جنایت های زن و شوهری در سالن جام جـــم سال 85

3. اجـــرای نمایش تانگـــوی تخم مرغ داغ داغ در سالن جام جـــم سال 85

4. اجـــرا ی نمایش پیک نیک در میدان جـــنگ در دانشـــگاه تهـــــران - جنــــوب در سال 86

و اجـــرای نمایش(( پیک نیک در میدان جنگ))در(( فـــــرهنگســـــرای بهمــــن)) از 29 تیـــــر تـــــا

17 مـــــرداد در ســــاعت 17:00 به اجـــــرا در آمــــد.

5. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " سکانس 44 "

6. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " زندان، شــهر، زندان "

7. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " عــوضی های کوچــه 13 "

8. نمـــایش ((در حال تمرین)) در سال 88 " کــاش یه تلمـــبه داشــتیم"

****************************
نمایــش های در حال اجــــرا:

۱. من-مکبث- تو فرزین ریحانی‌راد خانه کوچک نمایش ۱۶/۳۰

2. بوبوک به کارگردان بنفشه اعرابی در تالار اصلی مولوی ۱۸

3. مهر هفتم‌ سعید شاپوری قشقایی ۲۰/۳۰

4. قولنج داود فتحعلی‌بیگی حسین بابایی سنگلج ۱۹

5. تماشاخانه ایرانشهر، سالن شماره 1: "زال و رودابه"کارگردانی نادر رجب‌پوساعت 20:30

6. مرثیه‌ای برای یک سبک وزن‌ ایوب آقاخانی سایه ۲۰/۱۵

7. سگ سکوت طلا معتضدی آروند دشت‌آرای تالار ایرانشهر ۲۰/۳۰

8. خشکسالی و دروغ محمد یعقوبی تالار چهارسو 20/30

9. سالن اصلی تئاتر شهر : نمایش"باغ شکر پاره" به نویسندگی و کارگردانی قطب‌الدین صادقبازیگرانی چون

کرامت رودساز، کاظم هژیرآزاد، سامان دارابی، نوشین تبریزی و رهام مخدومی ساعت 20:15

10. کارگاه نمایش:"مجلس برادرکشی" نوشته تقی همتی‌نیا و سیروس همتی و به کارگردانی

سیروس همتی20:45مدت زمان 45 دقیقه

11.تالار کوچک:نمایش"ویولون‌هایتان را کوک کنید نمایش" کارگردانی

بیتاخارستان یساعت 19


لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to questiong.Blogfa.com / Theme by: best skin